مشاركت در نظام آموزش و پرورش

همانگونه كه جامعهپذیری متفاوت از تعلیم و تربیت است، مشاركت نیز متمایز از همكاری میباشد. با توجه به نیازمندی نهاد آموزش و پرورش به مشاركت دانشآموزان برای حفظ پویایی خود، بررسی موانع آن یك ضرورت است كه در این مقاله به آن توجه شده است.
نظام اجتماعی و حیات سیاسی جامعه بشری به تعاون و مشاركت اعضای آن بستگی دارد. این امر از طریق همیاریهای مردمی استوار میگردد و آموزش و پرورش به عنوان نظامی اجتماعی نیازمند مشاركت و همكاری همه اجزای نظام است. این نظام بدون مشاركت مؤثر مردم و كاركنان در ابعاد علمی، فرهنگی، اقتصادی و عاطفی نمیتواند فرایند تعلیم و تربیت را به خوبی عملی سازد.
اگرچه مشاركت در امور آموزش و پرورش از روزگاران گذشته تاكنون به صورتهای گوناگون انجام شده و در هیچ دورهای تعطیل نگشته است، در مقابل تداوم و استمرار این امر، آنچه امروز بیش از هر زمان دیگر ضرورت دارد بررسی ویژگیهای مشاركت و آسیبشناسی آن است. به این سبب است كه بسیاری از پژوهندگان و متخصصان موضوع مشاركت معتقدند كه این اصطلاح، مفهوم تازهای نیست، اما باید آن را با دیدی نو نگریست. این اصطلاح مترادف همكاری نیست، بلكه شیوهای است از اداره امور متناسب با نیروهای جدید و قدرتمند فعال دنیای كنونی. برای نگاه جدید ضرورت دارد نخست وضعیت موجود مشاركت ارزشیابی گردد و در پرتو دستاوردهای حاصل از این ارزشیابی، تلاشهای لازم برای سازماندهی آن انجام شود. در چنین فرایندی است كه میتوان دستاوردها را تقویت نمود و كاستیها را كاهش داد یا برطرف كرد (پاترشیا و نل، ترجمه اسلامیه،1377).
در سالهای اخیر، نظام آموزش و پرورش كشور ما با مشكلات متعددی روبهرو بوده است. حل این مشكلات و برطرف كردن كاستیهای آن یكی از دغدغهها و نگرانیهای جدی دستاندركاران آموزش و پرورش است. رشد روزافزون جمعیت دانشآموزی و افزایش تقاضا برای آموزش، مستلزم فراهم آوردن محیط آموزشی مناسب همراه مشاركت تمام اعضای مدرسه در امور جاری آن است. اداره امور مدرسه باید مبتنی بر تصمیمگیری مشترك، استقلال نسبی، انعطافپذیری، روشهای غیرمتمركز و مشاركتجویانه باشد تا فضای مدرسه را پویا، پرنشاط و فعال نماید و توانمندیها و خلاقیتهای مدیران و معلمان و دانشآموزان را شكوفا و متجلی سازد، از طرف دیگر سیاستهای راهبردی آموزش و پرورش بر تمركززدایی، مدرسهمحوری و توسعه مشاركت همهجانبه متمركز است كه با تفویض اختیارات و مشاركت دانشآموزان در امور مدرسه، زمینه تحقق اهداف تعلیم و تربیت همگانی فراهم میشود (نساجی، 1380).
متخصصان امروز میخواهند به ایجاد جهانی سالم و پویا كمك كنند، نه اینكه صرفاً دانشآموختگان را به بازار كار بفرستند. ما واقعاً میخواهیم فرصتهای یادگیری را چنان فراهم كنیم كه دانشآموزان امروز شهروندان فرهیخته و توانمند فردا شوند، مسلماً چنین شهروندانی كه خوب تربیت شدهاند برای فرزندان خود دنیای بهتری میسازند. كارفرمایان روشنفكر خواستار همكارانی هستند كه در زمینه كار، سازمان و مشكلات همهجانبه بارقهای از شور و هیجان داشته باشند؛ یعنی اعضای فعال تماموقت در محیطی كیفی باشند. تعهد نسبت به بالا بردن كیفیت در آموزش و پرورش مستلزم مشاركتهای فعال و مستمر در جهت بهبود آنچه به كار میبریم، میباشد. همگان در آموزش و پرورش تأكید دارند كه باید دانشآموزان افرادی موفق و شهروندانی مؤثر در جامعه شوند، درحالیكه فعالیتها باید طوری طراحی شوند كه دانشآموزان بتوانند خویشتن را در جهت كسب موفقیت یاری نمایند (كافمن و زان، ترجمه سلیمی و اسحاقیان، 1377).
تعریف مشاركت، اهداف و قلمرو آن
"در نیكوكاری و پرهیزگاری یكدیگر را كمك كنید نه در گناه و تجاوز" (مائده/ 5)
مشاركت از دیرباز با زندگی انسانها پیوند داشته و زمان پیدایش آن به آغاز پیدایش خانواده و زندگی مشترك بین زن و مرد بر میگردد، به گونهای كه در این ارتباط، رشد و بالندگی آنها فراهم شود. بهتدریج مشاركت در زمینههای دیگر، مانند كار و صنعت، راه خود را گشود و سرانجام مردمان حق آن را یافتند كه در تعیین سرنوشت خود صاحباختیار شوند و در طراحی آینده خود مشاركت جویند. امروزه مشاركت را دانش نوین و علم رو به ظهور میدانند. محور توجه این علم جدید از عمل متقابل اجزا نشأت میگیرد. این علم به بررسی و كشف قابلیت و توانایی گستردگی اطلاعات نظامهای مشاركتی مبادرت میكند، همچنین چگونگی تأثیر رفتار را در هنگامی بررسی میكند كه نظام پیچیدهتر از آن است كه بتوان روی آن نظارت داشت (پاترشیا و نل، ترجمه اسلامیه، 1377).
پل زدن بر شكاف بین اهداف و اعمال، درگیری فرآیند مشاركت است. این درگیری نه فقط تنگنایی مدیریتی، كه تنگنایی انسانی است و مشاركت پاسخی منطقی به شرایط و درگیریهای امروزی است.
مفهوم مشاركت به معنی دست در دست هم گذاشتن برای انجام دادن كاری است و ابعاد آن میتواند اجتماعی، فكری، اقتصادی و حتی سیاسی باشد (عصاره، 1376).
مشاركت عبارت است از ایجاد نوعی همبستگی، تعلق و تلاش جمعی میان افراد جامعه به منظور نیل به نظام عادلانه اجتماعی (سپهری، 1373).
مشاركت درگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیتهای گروهی است كه آنان را بر میانگیزد برای دستیابی به اهداف گروهی، همدیگر را یاری دهند و در مسئولیت كار شریك شوند. بر اساس تعریف فوق درگیر شدن، یاری دادن و مسئولیتپذیری سه ویژگی مهم مشاركت میباشد (صالحی ریحانی، 1380).
در تعریفی دیگر مشاركت به معنی فراهم آوردن و گسترش بستر نقد مشترك برای هدفهای مشترك است. بر پایه این تعریف، هنگامی كه میان گروهی از مردم فرصت بررسی و نقد هدفها و مقاصد مشترك فراهم آید و اطلاعات و دانش میان آنان به آسانی مبادله گردد، امكان دستیابی به شناخت و آگاهی همگانی فراهم میآید و بر اثر آن، حاصل كار و تلاش گروه فزونی میپذیرد. در پی داد و ستد آزاد و آسان اطلاعات، امكان تبدیل اطلاعات به شناخت و معرفت افزایش مییابد و به دنبال آن، تراز تولید و پدید آوردن، ابداع و ابتكار در میان افراد گروه فزونی پیدا میكند. در كنار چنین فراگردی، افراد با رغبت و اراده عمدی به پذیرش تصمیمهای گروهی تن میدهند و آنچه فراهم آمده است از آن خود میپندارند و به آن متعهد میگردند. در این تعریف، فزونی شناخت و آگاهی مردم به دسترسی آسان آنان به اطلاعات بستگی پیدا میكند و ضرورت گسترش شناخت در كارها هویدا میشود. بالا رفتن درجه شناخت و معرفت نیز سرانجام در چگونگی كار و تولید فكری و ذهنی افراد اثر میگذارد و تراز كمی و كیفی تولید كالا و خدمات حاصل از تلاش مردمان توانمند را افزایش میبخشد. بر این اساس مشاركت را میتوان فراگرد نیرومند توزیع بیشینه اطلاعات و نظام نیرومندتر تبدیل جمعی اطلاعات به آگاهی و شناخت دانست. بر این اساس میدانی گستردهتر از آزادی و انتخاب پدید میآید و مردم با اراده عمدی خویش به گزینش آنچه مطلوب میشمارند برمیآیند. مشاركت دامنه گزینهها و فراگرد گزینش را گسترده میكنند و تعهد و پذیرش دگرگونی را آسان میگرداند (طوسی، 1380).
مشاركت واقعی زمانی است كه مردم از نظر شناختی و عاطفی با یكدیگر شریك شوند و همه توان خود را برای یاری رساندن به افراد بسیج كنند.
مشاركت بر سه ارزش بنیادی تأكید میورزد: 1ــ سهیم شدن مردم در قدرت و اختیار؛ 2ــ راه دادن مردم به نظارت بر سرنوشت خویش؛ 3ــ باز گشودن فرصتهای پیشرفت بر روی مردم (طوسی، 1372).
در مورد هدف مشاركت، همكاری و داشتن حیات جمعی، به عنوان یك هدفی تربیتی، در اسلام مطرح است: "مؤمنان با یكدیگر برادرند، پس در میان آنها سازش و توافق ایجاد كنید." (حجرات/10)
هدف مشاركت، از نظر اقتصادی افزایش بهرهوری، از نظر روانی، به رسمیت شناختن ارزشهای انسانی و از نظر اجتماعی، تقویت حس همكاری افراد از طریق اختیار دادن به آنها در فرایند تصمیمگیری میباشد كه موجب میشود از تعارضات موجود كاسته شود و طرفین، با داشتن حق و فرصت مساوی برای تبادل نظر و تصمیمگیری درباره مسائل، خود را متعلق به گروه واحد بدانند.
در مشاركت تمام افراد شایستگیهای نوینی در خودشان میپرورند. این شایستگیهای محوری عبارتاند از: خودمدیریتی، تفكر انتقادی، مهارتهای انسجامآفرین ارتباطی، قابلیت یادگیری دو جانبه و تصمیمگیری انعطافپذیر كه از شروط لازم برای مشاركت موفقیتآمیز محسوب میشود و همه انسانها به آن نیاز دارند.
یكی دیگر از عواملی كه زمینه را برای مشاركت در سازمانها مهیا میسازد وجود بستر فرهنگی مناسب در سازمانهاست؛ یعنی قبل از اینكه افراد را به شركت در فعالیتهای سازمان ترغیب و تشویق كنیم، باید كاری كنیم كه افراد نگرش و طرز تفكر مناسبی از كار گروهی و مشاركت داشته باشند؛ به طوری كه بتوانند در مقابل اختلاف نظرها، انتقادها و سلیقههای مختلف از خود انعطاف نشان دهند. مشاركت تابع نگرش است، كه عبارت است از حالت عاطفی مثبت یا منفی نسبت به موضوعی (بدار، دزیل و لامارش، ترجمه گنجی، 1380).
نگرش منشأ كلیه رفتارهای فردی و اجتمای است و فرایند جامعهپذیری دربرگیرنده فرایندی پیوسته از شكل و تغییر دادن نگرش است. نگرش دارای سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری میباشد. مجموعه اطلاعات، آگاهیها و دانشها جزء شناختی نگرش را تشكیل میدهد، جزء عاطفی شامل احساساتی است كه بر اثر مواجهه با موضوعی در شخص برانگیخته میشود و ارزشیابی او را از آن موضوع مشخص میكند، و جزء آمادگی برای عمل (رفتار) میباشد كه شخص در مواجهه با موضوع مورد نظر به گونه معینی رفتار میكند (شیركوند، 1381).
برای ایجاد مشاركت مؤثر باید جامعترین نگرش را در كلیه ابعاد در مخاطبان ایجاد كرد؛ بهطوریكه مخاطب آگاهی، اطلاعات و حقایق لازم را برای شناخت زمینههای اجتماعی مشاركت به دست آورد، و نحوه طراحی و ارائه برنامهها علاقهمندی لازم را برای قبول مسئولیتهای اجتماعی در فرد به وجود آورد و در نهایت برنامهها بتواند مخاطب را برای مشاركت مؤثر در صحنههای اجتماعی آماده كند. مسلماً برای ایجاد این آمادگی، مؤثرترین طریقه، ایجاد موقعیتهای اجتماعی و صحنههای علمی است تا مشاركت را منطقی، واضح و لمسپذیر سازد.
در ایجاد مشاركتپذیری عوامل متعددی از قبیل خانواده، نظام آموزشی مدارس، نوع شخصیت افراد، محیط اجتماعی و ... دخالت دارند كه مؤثرترین آنها خانواده و نظام آموزشی مدارس میباشد.
مشاركت فرایندی است كه باید از خانواده آغاز گردد، و در مدرسه بسط و گسترش داده شود و خانواده برای پرورش این مهارت اهمیت فراوانی دارد. در خانواده میتوانیم درباره نظم، چگونگی ایجاد ارزشها، حل منازعه، یادگیری درباره مسئولیت و حقوق به فرزندانمان آموزشهای لازم را بدهیم، كه میتواند آنها را در مسیر مشاركتی به سوی سطوح بالاتر احترام به خود و مسئولیتی دوجانبه رهنمون سازد. مدارس باید روشهای تدریس خود را به نحوی تنظیم كنند كه مشاركت بتواند به معیار اصلی تبدیل شود. مدارس میتوانند در پرورش شایستگی تعیینكننده مشاركت تأثیر به مراتب بااهمیتتر از آنچه اكنون دارند بر جای گذارند؛ از جمله در عرصههای خود مدیریتی، علم به اینكه بخشهای سیاسی و اقتصادی چگونه عمل میكنند، مهارتهای ارتباطی مؤثر، مهارت در آموزش دوجانبه، تصمیمگیری انعطافپذیر و تفكر نقادانه و بسیاری دیگر. چنین تأثیر گستردهای، مستلزم تغییر در روشهای آموزش و یادگیری و همچنین در موضوعهای مورد تأكید است. مدارس میتوانند بهتدریج این دیوارهایی را فرو ریزند كه رشتهها را مجزا میسازد؛ چراكه مسائل و مشكلات زندگی در دنیای امروز چند رشتهای هستند. اگر افراد درباره مسائل، مهارتهای محدودی را فرا گیرند، مشاركت كردن در حل مشكلات و آفریدن فردایی بهتر بسیار مشكل خواهد بود (پاترشیا و نل، ترجمه اسلامیه، 1377).

ویژگیهای مشاركت موفقیتآمیز
1) همهجانبه است. در ابعاد فكری، عاطفی، عملی، مالی و... متناسب با توان افراد شكل میگیرد؛
2) داوطلبانه است نه اجباری؛
3) آگاهانه است نه غریزی؛
4) براساس علاقهها، نیازها و توانمندیهای افراد و سازمان شكل میگیرد؛
5) براساس اعتماد و همراهی متقابل اعضاست؛
6) مبتنی بر اعتقاد و ارزشهاست؛
7) نیازمند فعالیت هماهنگ تمام اعضا است؛
8) دارای اهداف مشترك، دقیق و بدون ابهام است؛
9) حق مشاركتكنندگان در تصمیمگیریها محفوظ است؛
10) آزادی عمل و دفاع از نظر و عملكرد هر فرد مشهود است.
*پیشنیازهای مشاركت
برای كامیابی مشاركت در یك سازمان ضرورت دارد كه مقدماتی فراهم آید تا معنی و مفهوم مشاركت به خوبی تحلیل شود و افراد درستی و سودبخشی آن را باور كنند. بدین سبب زمینهسازی و بسترسازی فرهنگی برای آماده كردن همه كسانی كه در پرتو نظام مشاركت قرار میگیرند بایسته است. پس از آن باید مدیران ارشد، میانی و پایه را برای حمایت و پشتیبانی از این نظام معتقد و همراه گردانید. حمایت مدیران ارشد سازمان در شمار ضرورتهای نخستین قرار دارد. بعد از آنكه فضای سازمان برای رواج نظام مشاركت آماده و پذیرا گردید، باید به موارد زیر توجه كامل شود: پیش از آغاز رسمی نظام مشاركت، زمان كافی برای آشنایی كاركنان با این شیوه مدیریت فراهم آید. اجرای برنامه مشاركت در زمان اضطرار و موقعیتهای فوری و فوتی هرگز جایز نیست؛ هزینههای مادی و معنوی نظام مشاركت نباید از سودهای مادی و معنوی آن افزونتر باشد؛ موضوع مشاركت، باید با كار مشاركتكنندگان مربوط باشد تا مشاركتكنندگان از خود علاقه و دلبستگی نشان دهند؛ مشاركتكنندگان برای برقراری ارتباط و داد و ستد اندیشهها و افكار آموزشهای لازم را ببینند؛ مشاركت نباید بیم از دست دادن شغل را در میان شركتكنندگان پدید آورد؛ شركتكنندگان و دستاندركاران مشاركت توانایی و آگاهی كافی داشته باشند؛ نوعی یگانگی و وحدت در سراسر سازمان وجود داشته باشد تا هر واحد جداگانه نتواند تصمیمهایی بگیرد كه استراتژی سازمان، ضرورتهای قانونی و موانعی از این قبیل را زیر پا بگذارد.
یكی از صاحبنظران دانش مدیریت بر این باور است كه برای كامیابی شیوه مدیریت مشاركتجو در تشكیلات سازمانی شرطهایی به شرح زیر باید حاضر و آماده باشد: پشتیبانی و درگیر شدن مدیریت عالی سازمان و جامعه كاركنان در امر مشاركت، احساس نیاز به مشاركت برای بهتر كردن اوضاع كاری، پشتیبانی كاركنان از راه استقرار نوعی از شیوههای مشاركت در سود یا بهره كار، پیوند بلندمدت یا استخدام با امنیت شغلی، كم كردن تفاوتهای حقوق و منزلت شغلی و تضمین حقوق فردی، پیگیری نتیجههای برخاسته از كوششهای مشاركتجویانه، وجود مشاوران شایسته و كاردان، برقراری نگرش منظومهای، و مشاركت را كوشش بلندمدت به شمار آوردن (طوسی، 1380).
به نظر بسیاری از متخصصان توسعه، راه شركت دادن مردم در امور مربوط به خودشان آن است كه نخست به آنان اجازه داده شود تا اقدام به تعیین هدفهای برنامه خود نمایند و آنگاه مورد حمایت قرار گیرند تا بتوانند فعالیتهای خودیارانه را سازماندهی كنند (امیرانی، 1373).
*نتایج مثبت مشاركتها
مشاركتها، چنانچه بر مبنایی صحیح پایهگذاری شوند، نتایج مثبت به بار خواهند آورد و مشاركت دادن مردم در امور اجتماعی و فرهنگی از این امر مستثنا نیست و این مسأله نتایج مثبتی دارد كه از آن جمله موارد ذیل است: معنویت و اخلاق بر جامعه حاكمیت میگردد؛ بهرهوری در كار افزایش مییابد؛ از تمامی منابع محلی به صورت بهینه بهره گرفته میشود؛ حمایتهای ملی از مدرسهها تحقق مییابد؛ سرخوردگی از كار و افسردگی كاهش مییابد؛ دگرگونی و تحول در امور اجتماعی و فرهنگی پرشتاب میگردد؛ ایستادگیها و مقاومتها كاهش پیدا میكند؛ اعتماد مردم به یكدیگر زیاد میشود؛ مردمسالاری و بالندگی انسانها تحقق مییابد؛ انسانها مفعول جهان دیگران نمیشوند، بلكه فاعل جهان خود میگردند؛ انسانها در تعیین سرنوشت خود شركت میكنند؛ شنیدن صدای دیگران برای انسانها آسان میشود؛ حاشیهنشینی كه نوعی استعمارزدگی است، از میان میرود؛ انسانها توان و نیروی بیشتری مییابند و ترس و وحشت ناشی از تنهایی رخت بر میبندد؛ فرهنگ سكوت در هم میشكند و آگاهیها افزایش پیدا میكند؛ خلاقیّتها شكوفا میشود و توسعه همهجانبه تحقق مییابد؛ تولید، توزیع و مصرف نظاممند میشود؛ عدالت اجتماعی ایجاد میگردد (متین، 1377).
*پیامدهای افزایش و كاهش مشاركت در زمینههای مثبت و منفی كار
پیامدهای افزایش مشاركت عبارتاند از بالا رفتن كیفیت كار و برتر شمردن كیفیت زندگی كاری، آسان شدن دگرگونی و تازهگردانی، افزایش روحیه و وفاداری سازمانی، پدید آمدن احساس مالكیتها و هویت یگانه، بالا رفتن درجه بردباری و شكیبایی در برابر دیگران، گسترده شدن فرصت بیان آزاد احساس و عواطف و اندیشههای درونی، فزونی گرفتن پیوندهای صلحآمیز میان بالادستان و زیردستان و میان همكاران، افزایش میزان انگیزش و علاقهمندی به كار.
پیامدهای كاهش مشاركت عبارتاند از: كاهش تعارض، دشمنی و رقابت كوبنده و ناسالم، كاهش میزان سرپرستی و نظارت، پایین آمدن ضرورت تنبیه و كیفر، كاهش ضایعات و به هدر دادن مواد اولیه، كم شدن ترك خدمت، غیبت و تأخیر در كار، كاهش فشار عصبی و تنش در كار، كاهش ناخشنودی مشتریان، پیشگیری از دوبارهكاریها (طوسی، 1380).
تاریخچه قانون تشكیل شوراهای آموزش و پرورش
قانون مذكور در تاریخ بیست وششم دی ماه سال 1372 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید كه با توجه به محتوای آن می توان گفت در بیش از یكصد تجربه قانونگذاری در كشورمان، قانونی با این جامعیت و با نگاه تمركز زدایی به تصویب نرسید و این از مصوبات تاریخی دوره چهارم مجلس است. مطابق ماده یك قانون تشكیل شوراهای آموزش و پرورش ، اهداف این قانون عبارتند از : تحقق مشاركت مردم . نظارت آنها در امر آموزش و پرورش ، بهره گیری از كلیه منابع و امكانات جهت تاسیس ، توسعه و تجهیز فضاهای آموزشی و پرورشی و ایجاد تسهیل در فعالیت های اجرایی آموزش و پرورش.
علاوه بر اهداف فوق كه در یك ماده از قانون لحاظ شده است با دقت در سایر موارد می توان اهداف دیگری را نیز رصد و فهرست كرد، از جمله: تحقق عدالت آموزشی، تمركز زدایی در تصمیمات، توجه به مدرسه محوری، تامین منابع مالی غیر دولتی برای برنامه ریزی و ... .
پس از تصویب قانون و تدوین آیین نامه ها و دستورالعمل ها، اقدامات اجرایی برای راه اندازی شوراها آغاز شد و اولین شورای برنامه ریزی كشور در تاریخ 8/3/1374 در استان كرمان شكل گرفت كه تا پایان سال 1385 تعداد 699 شورای آموزش و پرورش در استان ها، شهرستان ها و مناطق آموزشی كشور تشكیل شد.
باید توجه داشت قبل از پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی در سال 1348 نیز قانونی تحت عنوان شوراهای مناطق برنامه ریزی به تصویب مجلسین دردوره طاغوت رسید كه نه تنها در تركیب اعضا و شرح وظایف و ظرفیت ها در سطح بسیار نازلی بود بلكه همان حد نازل نیز هیچگاه به اجرا در نیامد. سیاست راهبردی برای تحقق ظرفیت های متعدد و نیل به اهداف قانون عبارتند از:
الف. معرفی، تشریح و تبیین قانون
ب. محقق ساختن ظرفیت های قانون (زمینه های درون سازمانی)
ج. محقق ساختن ظرفیت های قانون ( زمینه های برون سازمانی)
د. رفع محدودیت ها و ارتقاء ظرفیت های قانون
در راستای تحقق این سیاستهای راهبردی و متناسب با هر یك از آنها اقداماتی انجام گرفت كه برخی از آنها، تقویت و تعمیق فعالیتهای گذشته بوده و تعداد كثیری از آن ها نیزبرای نخستین بار انجام شده است.
مفهوم مشاركت و فرایند آن در آموزش و پرورش كشور :
مشاركت كه از آن در حكم دخالت در فرایند تصمیم گیری ، تصمیم سازی و فراگرد اندیشه و عمل یاد می شود موجب افزایش بهره وری در كار ، یگانگی در میان مردم، كاهش سرخوردگی، كاهش مقاومت، افزایش اعتماد مردم سالاری و بالندگی انسان ها، از بین رفتن ترس و وحشت ناشی از تنهایی روانی، در هم شكستن فرهنگ سكوت، شكوفا شدن خلاقیت و سر انجام توسعه ی همه جانبه می گردد. متاسفانه گسترش و تحقق نیافتن مفهوم مشاركت به طور واقعی در آموزش و پرورش ، جدایی بین مردم و دولت و مردم با مردم را به همراه آورده است. در حالی كه مفهوم مشاركت به دلایل گوناگون از جمله بالا بودن انگیزه ی دینی ، خدمت به همنوع ،علاقه به گسترش علم ودانش در فرهنگ این كشورسابقه ی دیرینه دارد.
در حال حاضر، گرچه ظاهرا مشاركت به صورتهای مختلفی از جمله وقف، انجمن اولیا و مربیان، معاونت مشاركتهای مردمی، جهاد مدرسه سازی، بنیاد پانزده خرداد، مدارس غیر انتفاعی، شوراهای آموزش و پرورش، مشاركت دستگاه های دولتی و غیر دولتی جریان دارد با توجه به تنگناها و مشكلات موجود در آموزش و پرورش به نظر می رسد مشاركت مردم در آموزش و پرورش شكل نهادی به خود نگرفته است.
برخی از تنگناها و كاستی های فعلی و راههای مشاركت مردم در آموزش و پرورش برای نهادینه شدن آن به شرح زیر طبقه بندی می گردد:
1. كاستی های درونی آموزش و پرورش و راه های رفع آن :
الف) عوامل انسانی
مهندسی عوامل انسانی، ارتقای دانسته ها و وسعت نگرش تاثیر به سزایی در میزان مشاركت افراد دارد. انتظار مشاركت وامید به توسعه آن امری نشدنی و دشوار است. در اینگونه ساختار هر چه بیشتر دست و پا بزنیم، بیشتر بر مشكلات افزوده می شود یعنی هر چه بیشتربر انتظارات خود از نظام دولتی بیفزاییم و مشكلات گوناگونی بویژه اعتبارات مالی را از دولت انتظار داشته باشیم نظام را بیشتر دچارتنگنا می كنیم.
لذا از جمله اقداماتی كه اتخاذ آن به گسترش مشاركت می انجامد رفع كاستی های ناشی از سیاست كلان اجتماعی و اقتصادی برای تحقق عدالت اجتماعی و توزیع مناسب فرصت ها ، تحول در ساختارهای اجتماعی و اداری و آموزش ، عدم تمركز در امور اجتماعی، اداری ، آموزشی اصلاح قوانین و مقررات فعلی است.
علاوه برآنچه كه گفته شد شیوه های دیگری برای مشاركت مردم وجود داشته است كه گسترش ودامن زدن به آن با فرهنگ بومی نقاط گوناگون كشور راهگشاست و عبارت است از مشاركت مالی از طریق اخذ شهریه ثابت، دفتر چه بیمه تحصیلی برای دانش آموزان ، دریافت قرض الحسنه از دانش آموزان، درآمد زا كردن مدارس و دستگاه آموزش و پرورش، مالیات و عوارض، همكاری دولت و مردم در اداره ی امور مالی مدارس، همكاری با بخش خصوصی، مشاركت سازمانها و نهادهای دولتی و غیر دولتی در آموزش و پرورش، مشاركت فكری و تخصصی از نیروی انسانی مردمی، گسترش تشكل های مردمی، سازمان امور خیریه مدارس و كمك های مردمی ...
البته با توجه به گوناگونی مشاركت ها با تغییر نگرش مسئولان نسبت به مشاركتها و مفهوم و مصادیق آن انتخاب مدیران آگاه به امر مشاركت در مدارس، مسئولیت پذیری و ایفای نقش مشاركت جویانه نیروهای بالنده، شكوفا وخلاق به دنبال توسعه از طریق فرایند مشاركت هستند و ما باید در آموزش و پرورش برای این اثر مهم سرمایه گذاری كنیم تا افراد و كاركنان سازمان آموزش و پرورش عملا حلاوت مشاركت را بچشند.
ب) نگرش مسئولان
بصیرت و نگرش مسئولان و مدیران آموزش و پرورش نسبت به مفهوم مشاركت و میزان حمایت آنان در مقام مدیران مافوق، سهم زیادی در بهبود فرایند مشاركت خواهند داشت. مدیران اقتدارگر و دیوان سالار نمی توانند مشاركت را در سازمان تابعه خود گسترش دهند این مهم مستلزم مدیران با نگرش نظامدار، كلان و مثبت و دارای ذهنیت فلسفی است.
ج) كاركردهای درونی آموزش و پرورش
كاركرد كه نمود عملی و واقعی آن در موقعیت عملكردی نمایان می شود بسیارمهم است بخشی از كاركردهای درونی آموزش و پرورش به دلایل گوناگون از جمله برنامه ریزی ناصحیح ، توجه نكردن به بهبود روش ها و فن آوری مدرن و پیشرفته ، نتایج مورد انتظار را محقق نمی كند راه حل اساسی این مهم در مشاركت همگانی است كه باید زمینه های مثبت آن ، كه همان كاهش اقتدار اداری و دیوان سالاری و افزایش روابط انسانی است ظهور كند البته برخی نگرانیهای موجود در بخش كاركردهای درونی آموزش و پرورش به سبب ناهماهنگی و تناسب نداشتن مشاركت ها با ساختار متمركز آموزش و پرورش است.
چ) ساز و كارهای مشاركت جویی و مشاركت طلبی در مدارس
توسعه و تقویت ساز وكارهایی از قبیل شورای آموزگاران، شورای برنامه ریزی مدرسه، شورای انجمن اولیا و مربیان، شورای دانش آموزان تشكل های قانونی دانش آموزان در مدارس، زمینه های مشاركت را كاملا مهیا می سازد.
د) مدیران مدارس
گماردن مدیران آگاه و مشاركت جو بر كارها به ویژه در مدارس ، آگاه سازی و مشاركت بیش از پیش معلمان، دانش آموزان و انجمن های اولیا و مربیان و والدین دانش آموزان، گامی دیگر برای رفع كاستی های درونی در فرایند مشاركت است.
2-كاستی های برونی آموزش و پرورش
الف) عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی
بدیهی است مردمی كه در مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مشاركت فعال نداشته باشند در آموزش و پرورش نیز فعال نخواهند بود. مشاركت كه در تعاریف جدید به معنای دخالت در فرآیند تصمیم گیری، تصمیم سازی و فراگرد اندیشه و عمل است . هنوز در فرهنگ كنونی كشور جای خود را به خوبی نیافته است بیشتر افراد و خانواده ها مشاركت را تنها در كمك مالی خلاصه كرده اند. در حالی مشاركت تنها كمك مالی نیست بلكه دخالت در اموری چون تصمیم گیری و همدلی ، یگانگی ، هم سویی، همفكری و هم اندیشی، و هم افزایی در افكار نیز از بهترین مشاركت است.
ب. قوانین و مقررات
وضع قوانین و ابلاغ آیین نامه ها ازطریق برنامه های توسعه با رویكرد و جهت گیری مناسب، در كاهش دیوان سالاری همراه با مشاركت موسسات خصوصی و غیر انتفاعی گامی موثر در شاركت بیشتر مردم و موسسات خصوصی در فرآیند آموزش و پرورش كشور است.
ج) ساختار متمركز دولت
تا زمانی كه دولت به سبب ساختار متمركز ملزم به تامین كلیه اعتبارات جاری و عمرانی بخش های گوناگون از جمله آموزش از طریق بودجه دولتی می گردد و سهم عظیمی از این بودجه نیز از طریق فروش نفت كشور تامین می شود در شرایط و ساختار كاملا متمركز ، انتظار مشاركت و امید به توسعه آن امری نشدنی و دشوار است. در اینگونه ساختار، هر چه بیشتر دست و پا بزنیم بیشتر بر مشكلات افزوده می شود یعنی هر چه بر انتظارات خود از نظام دولتی بیفزاییم و مشكلات گوناگون ، به ویژه اعتبارات مالی را از دولت انتظار داشته باشیم ، نظام را بیشتر دچار تنگنا می كنیم. لذا از جمله اقداماتی كه اتخاذ آن به گسترش مشاركت می انجامد ، رفع كاستی های ناشی از سیاسیت های كلان اجتماعی و اقتصادی برای تحقق عدالت اجتماعی و توزیع مناسب فرصتها ، تحول در ساختارهای اجتماعی و اداری و آموزشی، عدم تمركز در امور اجتماعی، اداری ، آموزشی، اصلاح قوانین و مقررات فعلی است. شیوه های دیگری نیز در نحوه مشاركت مردم در تامین منابع مالی و مادی از دیرباز وجود داشته است كه گسترش و دامن زدن به آن با فرهنگ بومی نقاط گوناگون كشور راهگشاست و عبارت است از مشاركت مالی از طریق اخذ شهریه ثابت، تهیه دفترچه بیمه تحصیلی برای دانش آموزان، دریافت قرض الحسنه از دانش آموزان ، درآمد زا كردن مدارس و دستگاه آموزش و پرورش، مالیات، عوارض، همكاری دولت و مردم در اداره امور مالی مدارس، همكاری با بخش خصوصی، مشاركت سازمان ها و نهادهای دولتی و غیر دولتی در امور آموزش و پرورش، مشاركت فكری و تخصصی از نیروی انسانی مردمی، گسترش تشكل های مردمی، سازمان امور خیریه مدارس، كمك های مردمی و ... .
البته با توجه به گونه گونی های مشاركت ها، با تغییر نگرش مسئولان نسبت به مشاركتها و مفهوم و مصادیق آن، انتخاب مدیران آگاه به امر مشاركت در مدارس، مسئولیت پذیری و ایفای نقش مشاركت جویانه و فعال معلمان و دانش آموزان در اداره مدرسه، آگاه سازی مردم بویژه اولیای دانش آموزان و ایجاد اعتماد و ارتباط نزدیك و صمیمانه با مردم ، ارتقای وضعیت معیشتی و فرهنگی مردم از سوی دولت، كیفیت بخشی آموزش و پرورش و برنامه های مدارس از طریق اصلاح و بهبود برنامه های درسی ، بویژه كتب درسی و كمك درسی و فن آوری آموزشی و نهادینه و قانونمند كردن اقدامات خیرین، از قدم های موثری است كه باید به آنها در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی توجه شود .
شوراها و نظام آموزش
مهم ترین هدفی كه از طراحی نظام شوراها در آموزش و پرورش وجود دارد مساله جلب و تقویت مشاركت های مردمی و تامین منابع مالی جدید و رفع تنگناهای موجود در نظام مدیریت متمركز است این بند مبتنی بر بندهشتم ازاصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است كه تحقق مشاركت های عمومی را در همه مسائل كشور و از جمله مسائل فرهنگی و آموزشی مورد تاكید قرار می دهد و می خواهد كه برای تحقق آن راه حل های اجرایی اندیشیده شود به دلیل این كه بودجه ی آموزش و پرورش نسبت به وسعت و گستردگی آن محدود بوده و این نهاد همواره با كسری بودجه مواجه است همچنین در آینده با افزایش بی رویه ی جمعیت ، تقاضای مردم برای دریافت خدمات آموزش و پرورش چند برابر خواهد شد و ادامه ی این وضع شكافی را كه هم اكنون بین تقاضا برای آموزش و پرورش و امكانات مالی و آموزشی وجود دارد بیشتر خواهد كرد. مسائل و مشكلات كمی و كیفی آموزش و پرورش را به صورتی عمیق تر بروز خواهد كرد از این رو نگرش برنامه ریزان و محققان معطوف به استفاده موثر از ابزارهایی شده است كه بتوان با استفاده ی بهینه از آنها نقش مردم را در فرایند توسعه ی ملی افزایش داد زیرا تشكیلات مدیریت امروز در دنیا نشان داده كه دولت ها به تنهایی قدرت اداره ی آموزش و پررش را ندارند و مشاركت فكری و عملی مردم امری اجتناب ناپذیر است.
بررسی ها نشان می دهند كه شوراهای آموزش و پرورش قادرند زمینه ی جلب و تقویت مشاركت های مردمی در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های آموزش و پرورش را فراهم آورند. اگر این حضور مردمی منضبط و قانونمند شود، امكان بهره برداری و استفاده بهینه از توان بالقوه بالفعل فكر و اندیشه ی مردمی و دیدگاههای سازنده و حركت آفرین آن به وجود خواهد آمد.
شوراهای آموزش و پرورش می توانند امكانات مختلف كشور را در جهت رفع تنگناهای نظام آموزشی كشور بسیج كنند و به این ترتیب نقش موثر خود را در عرصه ی فعالیتهای آموزشی كشور آشكار سازند پیداست شوراها برای انجام وظایف خود بیش از هر چیز به همدلی و همیاری دستگاههایی نیازمندند كه در قانون شوراها برای آنها وظایفی تعیین شده است.
اگر این روند به طور صحیح پی گیری شود و به انجام برسد جوّ روانی بسیار مساعدی برای سوق یافتن كمك های مردمی و نهادهای غیر اجتماعی غیر دولتی به سمت آموزش و پرورش فراهم خواهد شد. از این رو تشكیل شوراهای آموزش و پرورش بیشترین اثرات را در تحولات و دگرگونی آموزش و پرورش به دنبال خواهد داشت و روند منطقی مشاركت عمومی در امر تعلیم و تربیت كشور را به عنوان یك نهاد ملی قوت خواهد بخشید.
نقش شوراهای آموزش و پرورش در مشاركت و توسعه و تسهیل فعالیت های آموزشی :
شوراها به منظور تحقق مشاركت و نظارت مردم در امر آموزش و پرورش و بهره گیری از منابع و امكانات موجود در كشور در جهت ارتقای كمی و كیفی آموزش و پرورش و تسهیل در اجرای فعالیت در استان ها، شهرستان ها و مناطق كشور تشكیل شده است این شوراها با تركیبی بسیار مناسب و قانونی به عنوان یكی از مهمترین مراكز تصمیم گیری و برنامه ریزی در امور مختلف آموزش و پرورش مشغول به فعالیت شده اند.
شوراهای آموزش و پرورش در مقایسه با دیگر فعالیت ها كه تحت عنوان مشاركت های مردمی در آموزش و پرورش صورت می گیرد جامع ترین شكل مشاركت منطقه ای در آموزش و پرورش است. با تشكیل این شوراها این پیام تجلی یافت كه از بین بردن مشكلات دانش آموزان، معلمان، و مدارس فقط به عهده ی آموزش و پرورش نیست. بلكه مردم و مسئولان اجرایی نیز سهم عمده ای از این وظیفه را به عهده دارند. لذا اگر در كلیه شهرستانها، نواحی ومناطق این قانون اجرا شود می تواند بهترین مصداق مشاركتها در آموزش و پرورش تحقق پیدا كرده و تحولی بنیادین بوجود آورد. استفاده از منابع و امكانات مالی و فكری منطقه ای و نظارت های مردمی و محلی در پاسخ گویی به نقایص و برطرف نمودن تنگناها و مشكلات مالی آموزش و پرورش از مهمترین دستاوردهای شوراهای آموزش و پروش است . مهمترین اهدافی كه كشورها آن را دنبال نموده اند در مرحله ی اول حركت كردن به سوی غیر متمركز نمودن تصمیم گیری ها و داشتن اختیاراتی است كه بتواند خود در كار و برنامه ریزی ها مجری باشد درمرحله دوم تامین منابع مالی است كه این امر به روش های زیر صورت می گیرد.
1. سازماندهی و نهادینه نمودن خود یاری اولیاء در آموزش و پرورش
2. حمایت از خیرین مدرسه ساز و تشویق مردم جهت واگذاری زمین و ساختمان به
آموزش و پرورش، استفاده از منابع بخش خصوصی، دریافت ها ، مالیات ها، و ... .
3. هدف دیگری كه شوراها دنبال می كند ایجاد نظارت عمومی آموزش و پرورش است . مردم باید در مسائل آموزش و پرورش و حتی در مسائل تخصصی اظهار نظر كنند و این لازمه ی پویایی در رشد آموزش و پرورش خواهد بود.
از نظر حقوقی نیز این حق مردم است كه نظارت داشته باشند و نظر بدهند زیرا آنها بهترین سرمایه های خود را كه فرزندانشان می باشند به مدرسه سپرده اند و این شوراهای آموزش و پرورش هستند كه
می توانند نظرات مردم را دریافت و اعمال كنند.
امید است شوراهای آموزش و پرورش در سطوح مختلف با همكاری و همگامی اولیا دانش آموزان و مدرسه با همفكری و تشریك مساعی و استفاده از كلیه امكانات ومنابع بتوانند گام های موثری در راه توسعه و پیشرفت برنامه های آموزشی و پرورشی كشور بردارند.
حل مشكلات آموزش و پررش بدون مشاركت مردم ممكن نیست:
از آنجا كه انسانها مختارند و هر كسی كه مختار است مسئول می باشد و باید در قبال مسئولیتهای خود پاسخگو باشد و از طرف دیگر انسانها دارای استعداد های متفاوتی هستند كه تفاوت این استعدادها به خاطر نیازهای متفاوت وگوناگونی است كه در جامعه وجود دارد. بنابراین اگر جامعه بخواهد به فلاح و رستگاری دست پیدا كند، استعدادهای خدادادی همه انسانها باید به فعلیت برسد و این امكان پذیر نیست مگر اینكه همه انسانها به جای تماشاچی ، بازیگران نقش های اجتماعی و فردی خود باشند اما نكته اینجاست كه آموزش و پرورش در این میان نیازمند یك عزم ملی برای تحول است كه این عزم بدون مشاركت مردم تحقق نمی یابد . اگر نگاهی به تجزبه ی بشری در 50 سال اخیر كشورهای متعدد شود و به آن به عنوان یك امر تطبیقی و مقایسه ای توجه گردد مشاركت مردم در آموزش و پرورش یك اصل خدشه ناپذیر و از سوی دیگر این اصل ، عنصر تحول در آموزش و پرورش است و مضافا اینكه تربیت نیروی انسانی ، به عنوان مهمترین منابع ملی قلمداد می گردد. برای رسیدن به این هدف، باید قدم های بزرگی برداشته شود. شاید اولین گام تغییر در نگاه مسئولان و مردم و در واقع فرهنگ سازی باشد، لذا باید اذعان كرد كه بدون مشاركت مردم در آموزش و پرورش نمی توان تحول بنیادین ایجاد كرد. فقر مدارس ما از نظر مالی با توجه به همه اعتباراتی كه دولت پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به ویژه دولت نهم به آن اختصاص داده است ، بدون همكاری و همیاری مردم تبدیل به غنا نخواهد شد.
- مدارس ما تا رسیدن به شرایط استاندارد فاصله های زیادی دارند. از آزمایشگاه تا كارگاه فضای روباز ورزشی داخل مدرسه نیازمند حمایت مردم و دولت هستند. بنابراین باید این نگرش را یجاد كرد كه یكی از بهترین مكانها برای هزینه ی خانوار ، مدارس می باشند و نیز باید این نگرش را ایجاد كرد كه یكی از بهترین مالیات ها و عوارض ، مالیات و عوارض آموزشی است. بنابراین باید برای شهرداریها این نگرش را تعمیق نمود كه یكی از بهترین خدمات عمومی برای پروش انسان شهروند منضبط آموزش و پرورش می باشد.
شعار آموزش و پرورش را بعد از «مدرسه زندگی» باید این عنوان قرار داد تا هم به مدرسه زندگی و هم هم به تحول بنیادین در آموزش و پرورش رسید تصمیم محلی- منابع محلی؛ یعنی مدرسه به عنوان كانون توسعه تكامل باید منبع درآمد محلی داشته باشد و بر اساس همین منابع ، مدیران، عوامل، دبیران و خانواده ها تصمیم لازم را برای رسیدن به اهداف پرورشی و آموزشی بگیرند.
1. رقابتی كردن فعالیتهای شوراهای آموزش و پرورش ازطریق ارزشیابی عملكرد شوراهای برنامه ریزی استان ها و انتخاب و معرفی شوراهای برتر
2. افزایش نقش كار گروه های شوراهای برنامه ریزی در ارتقاء كیفیت مصوبات شوراها، با توجه به دستورالعمل ساماندهی ابلاغ شده ونظارت بر اجرای دستورالعمل مذكوردر سال جاری
3. جلب همكاری نهادها و دستگاه های برون سازمانی دولتی و غیر دولتی كه در قانون وظایفی متوجه آنان است.
4. تعامل با شهرداریها و شوراهای اسلامی شهرها از طریق شوراهای برنامه ریزی در راستای انجام وظیفه مصرّح در قانون
5. تلاش برای ارتقاء نقش شوراها از وضعیت كنونی (شورای مشورتی) به وضعیت مطلوب(شورای راهبردی و برنامه ریزی)
6. تقویت نظارت بر شوراهای آموزش و پرورش ازطریق اعزام گروه ها ی كارشناسی دفتر و پیگیری نظارت بر شوراهای آموزش و پرورش شهرستان و مناطق توسط سازمانها
7. افزایش كارایی و اثر بخشی شوراها از طریق تبادل تجارب بین شوراهای آموزش و پرورش به خصوص ماده 4 و بندهای 22 گانه ماده 8 قانون(شرح وظایف شوراهای برنامه ریزی استان، شهرستان، منطقه) و مواد مالی قانون(یعنی مواد 11-13-16-17و 18).
8. نظارت بر اجرای دوره آموزشی«تبیین قانون شوراهای آموزش و پرورش» ویژه اعضای شوراهای استانها و برگزاری گردهمایی های توجیهی برای مدیران مشاركتهای مردمی و مسئولان امور شوراهای سازمان آموزش و پرورش.
9. توسعه و ارتقای كیفیت محتوای «پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی دفتر» با هدف حضور هر چه فعالتر صاحب نظران و دست اندر كاران شوراها.
10. برنامه ریزی و تلاش برای ایجاد ارتباط موثر بین شورای برنامه ریزی و توسعه استان و شورای آموزش و پرورش استان با توجه به اینكه ریاست هر دو شورا بر عهده استاندار است می تواند كارایی این شورا را افزایش دهد.
11. پیگیری لایحه بازنگری و اصلاح « قانون تشكیل شوراهای آموزش و پرورش» كه هم اكنون در معاونت حقوقی و امور مجلس وزارت متبوع مراحل نهایی خود را طی می كند و به زودی به هیات محترم دولت تقدیم خواهد شد.
12. تعامل با سازمان بازرسی كل كشور برای تحقق ظرفیت های قانون تشكیل شوراها با استفاده از اهرم نظارت سازمان بازرسی كل كشور بر عملكرد سازمانها، وزارتخانه ها و سایر نهادهای مرتبط خصوصا شهرداریها كه پیشنهاد اولیه دفتر مورد موافقت محترم سازمان قرارگرفت.
- شیوه های جلب و جذب مشاركتهای مردمی در آموزش و پرورش:
مشاركت های مردمی، تجلی عشق و درك مردم از تعلیم و اهمیت والای آن در جهان معاصر و تمدن كنونی به شمار می آید. عشق و علاقه به آموزش و پرورش كودكان، نوجوانان و جوانان زیباترین و بهترین زمینه های مشاركت مردم در امر تعلیم و تربیت را فراهم آورده است.
پیش از این مفهوم سنتی مشاركت های مردمی ، وجه مالی آن را به تنهایی به ذهن ما متبادر می نمود به عبارت دیگر پدران و مادران معنای مشاركت را پرداخت وجوهی برای هزینه های مدرسه می دانستند. اما امروزه مفهوم مشاركت بسیار عام تر از گذشته و مشاركت به معنای دست در دست هم گذاشتن برای به انجام رساندن كارهاست. كاری كه می تواند به صورت پرداخت وجوه مادی، انجام كمك های فكری و حتی كارهای تخصصی تجلی یابد.
آنچه امروزه انجام ومشاركت را در یك جامعه با معنی می سازد اراده ، خواست و باور مردم در انجام آن می باشد و این امر زمانی تحقق می یابد كه 2 عنصر آگاهی مشاركت و تضمین نحوه ی مشاركت به عنوان امری جدی و مستمر مورد توجه قرار می گیرد. اگر انسانها از نحوه ی مشاركت و نیاز به آن اطمینان حاصل نمایند و بدانند كه ارایه مشاركت آنها مستمر و جدی است قطعا از انجام آن مضایقه نخواهند كرد اما آنچه این گمان برای آنان حاصل می شود كه موضوع مشاركت فقط در زمان هایی خاص، آن هم برای رفع نیازهایی معین انجام می گیرد، باور مشاركت در آنان به صورت جدی ایجاد نخواهد شد.
آگاهی به شیوه های گوناگون در زمینه مشاركت صحیح و پایدار در مردم ایجاد می شود كه به صورت كمی در سطح جامعه با تبلیغات گسترده، سازمان و رسانه های گروهی مانند رادیو و تلویزیون انجام
می شود. در سطوح پایین تر اداره های آموزش و پرورش مناطق و نواحی و مدرسه ها كه مهمترین مراكز بالا بردن سطح آگاهی مردم هستند این وظیفه را بر عهده دارند. در مدارس اغلب با تشكیل جلسات انجمن اولیا و مربیان ، برپایی كلاس آموزش خانواده، تشویق اولیا جهت مراجعات مكرر و با معلم و مربی دانش آموزان و تعقیب وضعیت آموزشی و تربیتی فرزند خود، تشویق اولیا جهت مطالعه و نشریات آموزشی و تربیتی مخصوصا مجلات تربیت و پیوند، برپایی نمایشگاهی از حاصل كار و تلاش دانش آموزان و دعوت اولیا جهت بازدید از آن وتشكیل بازدیدها و اردوها می توان میزان آگاهی اولیا را بالا برد. فرهنگ مشاركت در تمامی ابعاد اجتماعی، امری مولد و سازنده به شمار می رود. اما چنین تاثیری مادام كه در تربیت انسان یعنی آموزش و پرورش مطرح باشد اثری مضاعف بر جای می گذارد.
اساسی ترین راه در جهت مشاركت دادن فعال مردم در امر آموزش و پرورش آگاه نمودن آنان با چگونگی مشاركت و انواع مشاركت اهداف مورد نظر می باشد. از راه های گوناگون آگاهی دادن به مردم به موارد مهم و قابل دسترس اشاره می شود.
- انجمن اولیا و مربیان:
نقش انجمن اولیا و مربیان درزمینه مشاركت مردم در آموزش و پرورش بسیار اساسی است. انجمن اولیا و مربیان هر مدرسه ، هیات منتخبی از اولیای دانش آموزان و مربیان همان مدرسه كه با تفاهم و صمیمیت و به منظور تقویت همكاری مشاركت اولیای دانش آموزان جهت كمك به ارتقای كیفیت فعالیتهای آموزش و پرورش و گسترش ارتباط خانه و مدرسه و بر طبق مقررات و ضوابط وزارت آموزش و پرورش انجام وظیفه می نماید.
- راه های گسترش مشاركت اولیا و مربیان:
به منظور توسعه مشاركت اولیا و مربیان می توان موارد زیر را مورد توجه قرار داد:
الف: توجه به انتظار اولیا
یكی از راهكارهای گسترش مشاركت اولیا در فعالیت های متنوع مدرسه، توجه به انتظارات اولیاست. در تحقیق انجام شده تحت عنوان بررسی نگرش مدیران مدارس ، اولیای دانش آموزان و كارشناسان، انجمن اولیا و مربیان سراسر كشور درباره طرح جامع مشاركت انتظار متقابل اولیا و مربیان مورد انتظار قرار گرفت.
تبلیغات